الشيخ المنتظري

542

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

انسان بايد در مقابل باطل ايستادگى كند ، دفاع از حق يك وظيفه است ، امام حسين ( عليه السلام ) در مقابل باطل با آخرين فرزندان و ياوران خود ايستاد ، آخر هم برحسب ظاهر يزيديان پيروز شدند ، ولى آنها به وظيفه عمل كردند ، اگر انسان در مقابل باطل ايستادگى كند بر فرض شكست هم بخورد ، از اين جهت كه به وظيفه خود عمل كرده پيروز است . على ( عليه السلام ) مى فرمايند : اين وظيفه من است « و يفعل الله بعد ذلك ما يشاء » و خدا هم هرچه بخواهد عمل مىكند . آنگاه فرمودند : حقوق متقابل مردم و حكومت « أَيُّهَا النَّاسُ ، إنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً ، وَلَكُمْ عَلَىَّ حَقٌّ » ( اى مردم به تحقيق كه من به گردن شما حقّى دارم ، شما هم به گردن من حقّى داريد . ) در اين قسمت از سخن خود رابطه متقابل امام و مردم را بيان مى فرمايند ، فرموده اند : هر يك از والى و مردم به گردن يكديگر حقّى دارند ; اى مردم من به گردن شما حقّى دارم و شما هم به گردن من حقّى داريد . حقوق ملّت بر والى « فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَىَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ ، وَتَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ ، وَتَعْلِيمُكُمْ كَيْلاتَجْهَلُوا ، وَتأْدِيبُكُمْ كَيَْما تُعَلَّمُوا » ( امّا حقّ شما بر من اين است كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم ، و سهم هر يك از شما را از بيت المال به طور كامل بپردازم ، و شما را تعليم دهم تا نادان نباشيد ، و تأديب كنم تا اين كه عالم شويد و عمل نماييد . ) در مقام بيان حقّ مردم بر امام چهار مورد را يادآور شده اند ; يعنى حقوقى كه ملّت بر حاكم ، والى و يا امام خود دارند چهار حقّ است : يكى اين كه : « النّصيحة لكم » من خيرخواه شما باشم ; يعنى از شما دفاع كنم و آنچه را كه مصلحت شماست برايتان انجام دهم .